چگونه از شر افکار مزاحم خلاص شویم

افکار مزاحم یکی از معضلات زندگی های امروزی هست که تمامی افراد با آن درگیر هستند. بله درسته دقیقا تمام افراد. این مشکلی هست که همه روزه افراد با آن دست و پنجه نرم میکنند. برخی به شدت تحت تاثیر آنها قرار میگیرند و برخی دیگر با یادگیری روشهای مقابله با آنها، سعی میکنند تا جای ممکن از آنها تاثیری نگیرند.

قبلا در مورد اینکه چطور میتونیم ذهن رو خالی کنیم مطلبی نوشته بودم که خیلی هم مورد توجه خوانندگان عزیز قرار گرفت، اما در این تجربه می خوام روشهایی رو بیارم که بتونه در همه حالتی به افراد در مواجهه با افکار منفی کمک کنه.

افکاری مانند ترس، نگرانی، منفی بافی و … همیشه در ذهن بشر جریان داشته و ما نمی تونیم کاری کنیم که هیچ وقت آنها به ذهن ما راه پیدا نکنند، اما می تونیم با آنها کنار بیاییم و اجازه ندهیم که زندگی ما را تحت تاثیر خودشون قراربدن و هیچ وقت نباید با اونها درگیر بشیم یا باهاشون بجنگیم.

در این تجربه که سعی کردم از دانسته های خودم و جستجو در مطالب دیگر جمع آوری کنم، راههایی رو برای کنار اومدن و زندگی کردن با افکار مزاحم رو شرح میدم که مطمئن هستم برای هر کدوم از ما می تونه بسیار مفید باشه. راههایی که در نگاه اول خیلی ساده و بعضا خنده دار میاد ولی با انجام دادنشون خواهید دید که چقدر می تونید در مقابل افکار منفی مقاوم بشین.

اول اینکه همیشه باید چند سئوال رو، وقتی فکری به ذهنتون میرسه از خودتون بپرسید:

– آیا این فکر درسته؟

– آیا این فکر مهمه؟

– آیا این فکر مفیده؟

با پرسیدن این سئوالات مقدار زیادی از توجه شما از افکار مزاحم برداشته میشه و بطور اتومات ذهنتون به اونها کمتر توجه میکنه، اما این ساده ترین و اولین قدم هست.

 

  • یک برچسب به افکار خود بزنید.

    بجای اینکه بگین “من یک بازنده هستم” بگین “من فکر میکنم که یک بازنده هستم” یا بجای اینکه بگین “این کار درست انجام نخواهد شد” بگین “من فکر میکنم که اینکار درست انجام نخواهد شد”. شاید این نکته خیلی ساده به نظر بیاد ولی یک نکته خیلی ظریف داره اونم اینه که به ذهن میگه این فقط یک فکر هست و ممکنه که درست نباشه.

 

  • از افکار خود تشکر کنید.

    همیشه وقتی یک فکر منفی میاد تو ذهنتون مثلا نگرانی از اینکه یک اتفاق بدی بیفته از فکرتون تشکر کنید. مثلاً “نکنه که این هواپیما سقوط کنه … یا نکنه خلبان زیاد وارد نباشه و نتونه این پرواز رو با موفقیت به پایان برسونه”، این موقع بگین “ممنون فکر من، از اینکه به فکر سلامتی من هستی و نگران حال من هستی متشکرم، ولی جای نگرانی نیست من خودم حواسم هست” . حتی می تونید هر از گاهی برای فکرتون یک تقدیر نامه بنویسید و بابت اینکه حواسش به شما هست قدردانی کنید.

 

  • افکار منفی را به پرواز درآورید.

    تصور کنید که افکار منفی خود را روی یک برگ یا یک بادکنک می نویسید و آنها را رها می کنید و میبینید که از شما دور می شوند. برای هر فکر یک برگ یا بادکنک تصور کنید و برای فکر منفی بعدی یکی دیگه و همینطور ببینید که اونها دارند پرواز میکنند و از شما دور می شوند.

 

  • افکار مزاحم رو به ترانه تبدیل کنید.

    سعی کنید فکر منفی که میاد تو ذهنتون بصورت آواز در بیارید و اون رو بخونید. اینکار کمک میکنه که به ذهنتون بفهمونید که این فکر خیلی مسخره و پوچ هست. حتی بهتره که این آواز رو به زبون بچه گانه و کمی هم مسخره بخونید.

 

  • برای داستان خود یک نام برگزینید.

    معمولا بیشتر اوقات افکار مزاحم حول محور یک چیز می گردند و در مورد یک داستان هستند. یا در مورد کار هستند یا درس یا یک رابطه و … در اینصورت میتونید برای اون داستان یک نام انتخاب کنید. مثلا فکری که خیلی وقتها وجود داره اینه که “من نمیدونم که الان واقعا دارم چیکار میکنم یا کاری که می کنم درست هست یا نه” در اینجا می تونید بگین که “آهان این ادامه همون داستان “منِ گیج” هست” و به همین سادگی اجازه میدید اون فکر بیاد و بره.

 

  • در هر صورت اقدام کنید.

    نکته خیلی مهمی که باید همیشه مد نظر داشته باشید اینه که شما وقتی که افکار منفی در ذهنتون هست می تونید در همان حال رفتار یا واکنشی هم داشته باشید. یعنی در واقع لازم نیست که بشینین تا اون فکر که تموم شد بعد اقدام کنید. ذهن شما این امکان رو داره که در آن واحد چند کارو با هم انجام بده، پس بلافاصله هنگام ورود فکر به ذهنتون شروع به واکنش نشون دادن بکنید.

 

در انتها بازهم باید مثل همیشه تاکید کنم که دونستن این نکات مفید هست ولی ارزش چندانی نداره اگر به آنها عمل نکنیم.

امیدوارم که ذهنی همواره مثبت و آرام داشته باشید

41 دیدگاه در “چگونه از شر افکار مزاحم خلاص شویم”

  1. به نظرم این آهنگ از گروه “آبجیز” توصیف مناسبی ست برای افکارِ مزاحم

    ادّعا ادّعا بسه دیگه بابا چقدر ادّعا

    برخورد های عصبی، پرخاش و دعوا
    بسه دیگه بابا چقدر ادّعا
    رفاقت زیادی، دخالت های بیجا
    اظهار علاقه های غیر عادّی،
    لطف های تحمیلی، توقّع زیادی
    فداکاری های عجیب و جور و واجور
    کمک های بزرگ امّا اونم با زور

    ادّعا ادّعا بسه دیگه بابا چقدر ادّعا

    بسه دیگه بابا چقدر ادّعا
    برخورد های عصبی، پرخاش و دعوا
    بسه دیگه بابا چقدر ادّعا
    رفاقت زیادی، دخالت های بیجا
    اظهار نظر های بی مورد و “خاص”
    تصمیم های جدّی، ولی خوب بی اساس
    تظاهر به علم و عقل و افکار امروزی
    از بس متعصّب که مایه ی دلسوزی….

    از خوندنِ مطالبتون واقعا لذت میبرم ، مرسی .

  2. خیلی مرسی …..
    راهکارهای ساده و قابل اجرا ….
    که ذهن آدم می تونه راحت باهاشون ارتباط بر قرار کنه ……

    1. سلام دوست عزیز
      اول ممنون برای نظری که دادین.
      در مورد آخر به این موضوع اشاره میشه که شما در هنگام مواجهه با افکار منفی باید بلافاصله با یکی از روشهای گفته شده به مقابله با آن بپردازید و یا اینکه در واقع سعی کنید اون رو کنار بزارید.
      نباید بزارید اون فکر خیلی زیاد تو ذهنتون بمونه و منتظر پایانش باشید تا بعد شروع به اقدام کنید.
      امیدوارم که تونسته باشم منظورم رو برسونم.

      شاد باشید

  3. سلام. میشه بیشتر کمک کنین؟ …
    من به حرفا و رفتارای بقیه خیلی فکر میکنم
    بعضی وقتا باعث میشه تمام روز اعصابم داغون باشه…

  4. سلام افکار من بیشتر در زمینه رویا بافیها ست چیکار کنم هر چقدر ذهنم رو درگیر چیزای دیگه میکنم بازم ناخودآگاه فکرم به رویا بافی میره

    1. درود به شما

      ذهن همیشه در حال رویا بافی و چرخوندن چیزهایی هست که شما در زندگی با اونها سروکار دارید. نمیشه یک شبه هم از شر اونها خلاص شد، شما با تمرین می تونید کم کم از تعداد و شدت اونها کم کنید.

      فقط نکته ای که هست اینه که نباید با اونها تو ذهنتون بجنگید و باید بزاری بیاد و خودش بره. اینکه کمتر به افکار مزاحم اهمیت بدیم کم کم ذهن می فهمه که اونها برای ما اهمیتی نداره و خودش فیلتر میکنه.

      موفق باشید

  5. سلام،من چجوری دیدم رو نسبت افراد خوب و مثبت کنم؟ یعنی اینکه در ارتباط با دیگران فکر و احساس منفی و مخربی نداشته باشم لطفا پاسخ بدید با تشکر

  6. ممنونم .
    ساعت دو نیمه شب هستش و من این مطالب رو خودم و استفاده کردم به خاطر اینکه تا الان درگیر یک سری فکر بیهوده بودم که با خوندن مطالب شما نجات پیدا کردم.

  7. سلام واقعاااا عااااالی بود مرسی
    من عذاب وجدان دارم چیکارکنم در مقابل نامزدم..من قبلا در دوران مجردی یه کاری انجام دادم که الآن خیییییییلی پشیمونم وتوبه کردم خواب دیدم خدا توبه مو پذیرفته..یه مدت آروم بودم ولی دوباره عذاب وجدان اومده سراغم از بس فکر منفی کردم دیگه فکر میکنم نامزدمو دوست ندارم همش فکر میکنم دارم ب زور باهاش ازدواج میکنم..ولی اینطور نیس..از یه طرفم مغزم قلبم با تموم وجود دوسش دارم..نمیدونم دچار دوگانگی شدم..کمکم کنید لطفااااا

    1. خدا توبه کاران را دوست دارد.
      شیطان از هر راهیی میخواهد به ما ضربه بزند ، این افکارهم یکی از راه های اونه.
      شما با توکل به خدا بر شیطان پیروز میشید ، نگران نباشید و در اینجور وقتها از شر این تفکار به خدا پناه ببرید.

  8. سلام.من یک عکس ترسناک دیدم که نوشته بود با دیدن این عکس شما افسرده میشوید و من این را باور کردم و آنقدر با خود افکار منفی ساختم که حالا حالم بد شده و مدام اضطراب دارم.آیا من باید با این ترسم روبرو بشم؟آیا این روشها برای ترسم و استرسم خوبه؟

  9. من دوسال پیش دچار وسواس عملی شدم و پس از سه ماه درمان شدم ولی چند روز پیش دوباره دچار وسواس فکری شدم لطفا بگید برای رهایی از آنها چکار کنم

    1. سلام دوست عزیز،

      من اصلا تجربه ای در مورد روانشناسی ندارم و نمی تونم هیچ نظری در این مورد بدم.

      شما باید با یک متخصص مشورت کنید.

      امیدوارم که بازهم روزهای خوبی‌رو‌ داشته باشید

  10. سلام من یک مشکل خیلی بزرگ دارم و اونم مزاحمت یک شخصه که قبلا باهام دوست بود و الان چون ارتباطمون به هم ریخته چند وقتیه که مزاحمت های خیلی شدیدی برام ایجاد میکنه و ابرومو از هر لحاظ برده منم چند وقتیه دیوونه شدم واقعا ?? کوچیک ترین کاری هم که میکنه تا چند تو فکرمه و اصابم رو خورد میکنه واقعا نمیدونم چی کار کنم!!

  11. سلام.از مطالبتون شدیدا ممنونم.من در سن ۱۵سالگی هستم و چند وقتیه که افکار شدیدا زشت و مخرب میاد تو دهنم.قبلا هم اینطوری شده بودم و بعد دو هفته خودم خودمو خوب کردم ولی الان یکم موضوع پیچیده شده.خواهش میکنم راهنمایی کنید

  12. ممنون بابت همه مطالب مفیدتون.من پونزده روزپیش خبر بدی راجع بخودم بهم دادن.چندروز ازهم پاشیدم.افکارمنفی.زندگی تلخ گذشته همه میاد جلوی چشمام.امااز صبح که بیدارشدم دارم مطالب شمارومیخونم.باچیزایی که فهمیدم یه برنامه ریختم که خودمو زندگی وهمسرمو از دست ندم.ممنونم

  13. سلام خسته نباشید ممنون از مطالب خوبتون..
    من چند سالی هست که وقتی با یک نفر بگو مگو دارم یا چند نفر رو میبینم که برام مزاحمت ایجاد میکنن تا چند وقت همش افکار منفی تو ذهنم ایجاد میشه که باید چی میگفتم یا خودخوری میکنم خیلی اذیتم لطفا اگه میشه راهنمایی کنین مرسی ممنون

  14. سلام. من۱۰ماه پیش عمل لازک چشم کردم درحالیکه نمره چشمم خیلی بالا بود. حالا که کمی درد و سوزش چشم دارم و ۵ ماه دیگه مصاحبه دکتری ست به کلی خودمو باختم و پشیمونی و احساس شکست خوردگی (افسردگی) همراه با وسواس فکری (تصویر با عینکم که با اون خوشحال تر بودم) تمام روز تو ذهنم نشخوار میشه. مداخله دارویی هم دارم میگیرم. امیدوارم این تکنیک ها جواب بدن.

  15. من مطلبتون رو خوندم و رفتم با انرژی به کارم برسم؛ دوباره برگشتم که حتما ازتون تشکر ویژه کنم.
    احساس آرامش گرفتم هم از مطالبتون و هم از خوندن کامنتها که بهم نشون داد تنها من مشکل ندارم.
    خیلیییی سپاس

  16. سلام بعضی وقت ها یه افکار مزاحم میاد سراغم که واقعا نمیدونم چیکار کنم دیونم میکنه میخوام سرمو بکوبم به دیوار یه حرفایی میزنه مثلا چرا برات این اتفاق نمیوفته و دیونم میکنه اون خاطره ی بعدی که دارم رو تصاویر و ابعادشو میاره تو ذهنم کمکم کنید که چیکار کنم

  17. سلام من یه مدتیه که به همه چیز فکر میکنم وقتی که مطلبی رو می خونم ترس وجود رو می گیره که نکنه برای من هم پیش بیاد عمیق فکر می کنم وهمش می ترسم که نکنه دوباره فکر کنم چون زندگیم به هم ریخته و نمی توانم هیچ کاری کنم تمامی فکرم شده این موضوع کمکم کنید لطفا

  18. من همیشه این افکار مزاحم تو ذهنم هستن ی نمونش چن شب پیش مامانم مریض بود بردمش دکتر تو دکتر مدام به این فکر میکردم چرا من الان ناراحت نیستم باید ناراحت باشم و اینجوری خیلی اذیت میشدم

  19. سلام مرسی از راهنماییاتون
    منم‌چند وقتیه فکرو خیال اذیتم‌میکنه مادر‌مریض شد الان دوره نقاهتشو میگذرونه این ترس تو جونم بود همش فک‌میکردم میخام یکی‌از اعضای خانوادمو از دست بدم میترسیدم فکرای خیلی بدی میومد تو سرم بعد واسه اینکه از شر این فکرا راحت شم شروع کردم رویابافی از اینده خیلی خوش الان دارم واسه کنکور میخونم فکرم فقط‌میره تو رویا دوس داره تو ی دنیای خیالی باشه چون همه چی تو ی اون دنیا خوبه انگاری دوس نداره برگرده ب دنیای واقعی
    خلاصه حسابی تمرکزدرس خوندنمو از دست دادم
    چیکار‌کنم؟

  20. من همه اون سوال هایی رو که ازخودم میپرسم به طرز شگفت آوری همشونو جواب میدم اونم جواب هایی فوق منطقی … یعنی اگه این جوابارو سر امتحان کنکور میدادم الان رتبه یک کنکور میشدم…..

  21. سلام. امشب به خاطر صدا ونیش یک پشه بیدار شدم . ذهنم به افکار مختلفی میرفت و من را با خود برد..اندکی فکر کردم انسان با این همه ادعا ولی عاجز در برابر پشه…افکارم ترس از آینده نیست در حال درگیر میشود.یک مدیتیشن انجام دادم به سرو صدای ذهن جایی که دوست دارم کلبه ای وسط جنگل را تصور کردم صدای بلبلان و جادی بودن آب و دارکوبی که برای یافتن غذا صدای زیبا در جنگل ایجاد کرده بود. سبک شدم واز خدا تشکر کردم..خوابم نبرد گوشی را برداشتم وبا مطالب شما روبرو شدم.منم درگیر افکارم و فکر رهایی از آن..
    التماس دعا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *