همیشه آگاه باش

در این روزهای پرمشغله و پر از استرس یکی از بهترین راههای کسب آرامش اینست که در هر لحظه آگاهی خودمان را حفظ کنیم. حتما برای شما پیش آمده که وقتی مثلا از خانه بیرون آمدید فکر کنید که آیا درب رو قفل کرده اید یا از ماشین که خارج میشوید بعد از کمی دور شدن فکر میکنید آیا درب خودروتون رو قفل کردین  یا نه.

معمولا هم وقتی که برمیگردید و چک می کنید میبینید که بله قفل کردین. دلیل این اتفاق چیست؟

عدم آگاهی در لحظه از محیط و رخدادهای پیرامونتان

این عدم آگاهی باعث می شود که کنترل خود را از اتفاقات پیرامونتان از دست بدهید و استرس شما افزایش پیدا کند. بسیاری از کارها برای ما بصورت اتومات شده اند و این اتومات شدن کارها باعث پایین آمدن سطح آگاهی از خودمان می شود.

خیلی وقتها در هنگام رانندگی از محل کار تا خانه که هر روز انجام می شود بعد از رسیدن به خانه فکر که میکنیم میبینیم که اصلا از اتفاقات راه هیچ چیزی در خاطر ما نیست و کلا در تمام زمان رانندگی روی حالت اتومات بوده ایم.

مثلا همین الان که نشسته اید و این تجربه را مطالعه میکنید آیا از نحوه نشستن، قرار گرفتن پاها و دیگر اندامتان آگاه هستید؟ آیا می دانید ممکن است این نحوه نشستن به اندام شما آسیب برساند.

در این تجربه که من کمتر از یکسال پیش در یک کتاب با نام “چگونه بر خود مسلط شویم” با اون آشنا شدم و بکار گرفتم می خوام برای شما بگم که با چه تمرینهایی می تونید از این حالت اتومات خارج شوید و از تک تک لحظه های زندگیتون لذت ببرید.

مثلا در هنگام رانندگی من برای اینکه حواسم به افکار بیهوده پرت نشه کاری که میکنم اینه که کلا رانندگی خودم رو مثل یک گزارشگر برای خودم با صدای بلند گزارش میکنم. مثلا الان سرعت من ۶۰ هست و در لاین دوم بزرگ راه فلان در حال رانندگی هستم. اوه الان یک خودروی ناشناخته شبیه سفینه از کنار با سرعتت بسیار زیاد رد شد، فرصت نشده ببینم چیه. میتونم بگیرمش ولی نمی خوام !!! در سمت چپ من الان درختان کاج دیده می شوند و کمی اونطرف تر تعدادی بروبچ دارن با هم گفتگو میکنن و الان دارم میرسم به چراغ قرمز باید سرعتم رو کاهش بدم و …

خلاصه با اینکار هم از رانندگی خودم لذت میبرم و هم اینکه کلا تمرکزم روی کاری هست که دارم انجام میدم. امتحان کنید خیلی لذت بخشه.

یا یک تجربه دیگه در هنگام راه رفتن به تمامی اتفاقاتی که در من میفته دقت میکنم مثلا حرکت پاهام، فشارهایی که به کفشم وارد میشه یا حرکت پارچه لباسم روی پامو حس میکنم و بهش دقت میکنم. همچنین به تمامی حرکتها و اتفاقاتی که مردم در اطرافم انجام میدن دقیق نگاه میکنم و کلا تمرکز می کنم روی همون کاری که در حال انجامش هستم.

البته اینو بگم که اولش سخته شما تصمیم میگیرین اینکارو انجام بدین ولی بعد از چند دقیقه که به خودتون میاین میبینید که دوباره تو افکار خودتون غوطه ور شدین. بله چون ذهن شما عادت کرده به بلغور کردن گذشته و نگران آینده بودن. در واقع ما همیشه در حال جویدن آدامسهای ذهنی هستیم. از جمله خواص آدامس اینه که چیزی رو می خوریم ولی در واقع نمی خوریم! می جویم ولی قورت نمیدیم و کلا فقط اسباب زحمت دهان و دندان رو فراهم میکنیم.

بیایید از این لحظه همیشه در حال زندگی کنیم و روی همون چیزی تمرکز کنیم که درحال انجامش هستیم. لازم نیست با افکار مزاحم بجنگیم فقط باید با هاشون کنار بیایم و بهشون بفهمونیم که به وقتش به اونها هم میرسیم الان وقت نداریم.

یادمه در کتاب “آیین زندگی” نوشته دیل کارنگی یک جمله معروف داشت که از قول یک پزشک که توانست به بالاترین مراتب علم خودش برسه و بعد از فوتش دوتا کتاب بیش از ۱۰۰۰ صفحه ای در مورد زندگیش نوشتن و خلاصه اون فقط یک جمله بود:

“به روی پنجره های گذشته و آینده یک درب فولادی بکشیم و تنها در حال زندگی کنیم”

یعنی دیل کارنگی تمام موفقیت و آرامش در زندگی را در انجام همین عمل می دونست و بسیار زیبا و همراه مصداقهای زیاد اونو تعریف و تبیین میکنه.

به هر حال امیدوارم که در این وانفسای نفسگیر زندگی این تجربه کوچیک هم بتونه آرامشی هرچند کوتاه و کوچک اما لذت بخش برای شما به ارمغان بیاره.

موفق باشید و سلامت

7 دیدگاه برای «همیشه آگاه باش»

  1. جالب بود. می دونید چرا این روز ها ما با تعجب به این موضوعات نگاه می کنیم؟ چون ساده است. چون فکر می کنیم باید راه حل پیچیده باشد. جوری عمل و زندگی می کنیم که انگار از خداوند هم کاری ساخته نیست. ممنونم از مطلب زیبا.

    1. بله دقیقا همینطوره که شما میگید و باید به همه چیز خیلی ساده نگاه کنیم و سعی نکنیم موضوعات رو پیچیده کنیم.

      با پیچیده کردن اونها فقط انجامشون رو به تعویق میندازیم و یا انگیزه انجام دادنشون رو از دست میدیم.

      ممنون از نقطه نظرتون

  2. سلام،
    بله، در زمان حال بودن واقعن جالب و یه نیازه. اما یه سوالی که من همیشه داشتم، اینه که اگه بخوایم همه ی زندگی مون رو در زمان حال بگذرونیم و به هیچ چیزی جز همون لحظه فکر نکنیم، پس کی به چیزهایی که مربوط می شن به گذشته (و نیازه تا درباره شون فکر شه) یا آینده، فکر کنیم؟ با این همه مشغله، آدم وقت زیادی نداره برای اینکه بشینه یه جا و اختصاصی به این موارد فکر کنه. وقتی که داریم مثلن مسواک می زنیم، چه عیبی داره که درباره ی این مسائل و نه مسواک زدن، فکر کنیم؟

    1. سلام بر شما

      ببینید اینجا منظور این نیست که باید گذشته رو کلا کنار گذاشت و به آینده هم اصلا فکر نکرد، بلکه منظور اینه که توی گذشته گیر نکنیم و تو آینده غرق نشیم.

      ولی اون رو هم میشه به وقتش انجام داد و لازم نیست وقتی بقول شما داریم مسواک می‌زنیم بهشون فکر کنیم، همونطور که گفتم اگر وقتی داریم کاری رو انجام میدیم در لحظه توی فکرمون فقط همون کار و جزییات اون باشه هم لذت بیشتری از اون کار و زندگی می‌بریم و هم اینکه ذهنمون رو عادت میدیم که هر وقت بهش اجازه دادیم به چیزی که ما می‌خواهیم فکر کنه نه اینکه اون مارو با خودش به اینطرف و آنطرف ببره.

      حالا شما یکبار امتحان کنید وقتی که دارین مسواک میزنید تنها به کشیده شدن پرزهای مسواک روی دندان ها و روی لثه و حتی کفی که تو دهان دارین فکر کنید یا در واقع فکر نه توجه کنید و ببینید همون عمل ساده مسواک زدن چقدر می تونه لذت بخش باشه.

      امیدوارم که پاسخ تون رو گرفته باشید.

      ایام به کام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *